اولین گزارش صعود به قله دماوند اولین صعود مستند به قله دماوند در 136 سال قبل در روز سه شنبه 22 ربیع الثانی سال 1288 برابر با سال 1249 خورشیدی مطابق با سال 1870 میلادی انجام گرفت. شرح کامل این صعود به نقل از روزنامه ایران به شماره 28 به سال 1288 هجری قمری (1249 خورشیدی) به شرح ذیل می باشد:

از قراری که در روزنامه نمره نهم مرات السفر نوشته اند در روز سه شنبه بیست و دوم ربیع الثانی که اردوی همایون در نزدیکی کوه دماوند اطراق نموده بود مشهدی علی محمد آفتاب گردانچی و کربلایی اسدالله و سید عزیزاله و حسین بالون ساز که هر چهار در زمره فراشان مخصوص بودند به میل خاطر و هوای نفس عزیمت قله کوه دماوند نمودند. ظهر روز مزبور از اردوی منصور حرکت کرده وقت غروب به منزل یکی از لاریجانیها که در دامنه قرینه به کوه مذکور واقع بود منزل نمودند یک ساعت به طلوع فجر مانده قربانعلی نامی را از اهل آن خانه دلیل راه نموده قصد قله کردند. تقریباً نیم فرسخ بر آن جبل صعود نمودند که آفتاب طلوع نمود قربانعلی که دلیل طریق و با ایشان رفیق بود نتوانست پیشتر و پیشتر برود معاودت به نشیب کرد سایرین بجد تمام و جهد وافر آهنگ قله نمودند دو ساعت از طلوع آفتاب گذشته چند ارغالی (شکارکوهی) به نظر ایشان آمد که می چریدند همچنین در نهایت صعوبت و غایت زحمت طی مسافت می کردند تا قریب دو ساعت به غروب مانده به مرکز و نقطه ی حقیقی قله رسیدند. کربلایی اسداله بر سایر رفقا سبقت گرفته قدری زودتر به اصل قله وارد گشت او را لمحه واری عارض گشت حالت تهوع دست داده بیهوش گشت به استشمام و آشامیدن سرکه بهتر شد...

همانا عروض این عارضه به سبب استنشاق هوایی لطیف تر از هوای سابق معتاده او بود برودت هوا نیز امدادی نموده و عامه این حالت را به کوه گرفتن تعبیر می نمایند. خلاصه از اول دامنه کوه تا مسافت نیم فرسنگ مرتع و چراگاه بود و از آن به بالاتر دیگر نه علفزار و مرغزار و نه شکار. و این اشخاص از طرف شمالی کوه [درحال] صعود بودند. آنچه از وضع صوری قله حکایـــــت می نمودند اندک مسطح است مقدار پانصد ذراع در پانصد ذراع لوزی شکل نسبت به اطراف وسطش اندک مایل به تعقیر...

کربلایی اسداله سابق الذکر از دوار و تهوع افاقتی یافته مشغول به گردش می شود طرف شرقی قله که مشرف به لارستان است دو حفره ملاحظه نموده که در سنین ماضیه و حالیه لاریجانیها حفر نموده گوگرد برمی آورند. عمق یکی مقدار دو ذراع شاهی و دیگر اندکی کمتر. حفره نخست را طولانی و ممتد حفر کرده بودند چنانچه مانند غاری شده بود و پاره برفی صلب بر او احاطه نموده پناهگاهی از برای مسافران قله تشکیل یافته بود. شب را زیر برف در میان آن به سر برده و آنچه این اشخاص آذوقه تهیه دیده بودند نان، پنیر، سرکه، پیاز ، هیزم زغال بود غلیان نیز همراه داشتند. در آن شب چندانکه جهد کردند آتشی افروخته خود را از شدت سرما حفظ نمایند ممکن نشد تا چه رسد به اینکه توانند بالون روشن نموده محض اطلاع اهل اردو صعود دهند... آن شب را با هزار تعب به روز آورده حکایت می نمودند که نفسها به طوری گرفته می شد که امکان خواب کردن نبود و هوا عفونت گوگردی داشت. اول صبح صادق برخاسته به صد تدبیر و زحمت آتشی افروخته گرم شدند. قدری خاک زرد که خاک گوگرد بود و اندکی نیز گوگرد شفاف صاف با خود آوردند دو ساعت از طلوع آفتاب گذشته از فراز قله آهنگ نشیب نمودند هنگام ظهر به پایه و دامنه کوه معاودت کردند و فرط برودت را به یخ بستن سرکه که همراه داشتند قیاس توان نمود... . قدری نقره مسکوک و غیر مسکوک از قبیل انگشتری و مهر ثبت که با خود داشتند به واسطه رایحه کبریته سیاه شده بود.

 

نوشته شده توسط جمعي از همنوردان در ساعت | لینک ثابت |